26 فرهنگ

حجام

/hajjām/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

کسی که کارش حجامت کردن و خون گرفتن است و با زدن استره و مکیدن با شاخ از بدن دیگری خون می‌گیرد؛ حجامت‌کننده؛ خون‌گیر؛ تانکو؛ تونکو؛ گرای.