26 فرهنگ

جناب

/ja(o)nāb/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

شرطی که با یکدیگر می‌بندند؛ جناغ: ◻︎ راست گفتی عتاب او بر من / هست از بهر بردن جناب (فرخی: ۴۵۱).