25 فرهنگ

جریده

/jaride/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. [جمع: جراید] روزنامه؛ مجله.
۲. [جمع: جراید] [قدیمی] کتاب؛ صحیفه؛ دفتر.
۳. [قدیمی] دفتر ثبت مسائل مالی لشکر و حکومت: ◻︎ عرض با جریده به نزدیک شاه / بیامد، بیاورد بی‌مر سپاه (فردوسی: ۷/۴۹۱).
۴. (صفت) [قدیمی] ویژگی شخص یا لشکر جنگی، کارکشته، و دلیر.
۵. (صفت) [قدیمی] یکه‌وتنها: ◻︎ جریده یکی قاصد تیزگام / فرستاد و دادش به هندو پیام (نظامی۵: ۹۲۰).
۶. (قید) [قدیمی] به‌تنهایی.
۷. (قید) [قدیمی] با آمادگی.