جاه جو/jāhju/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده=جاهطلب: ◻︎ بر زمین زن صحبت این زاهدان جاهجوی / مشتریصورت ولی مریخسیرت در نهان (خاقانی: ۳۲۷).