26 فرهنگ

جانی١

/jāni/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. مربوط به جان: خسارت جانی.
۲. [مجاز] عزیز و گرامی، مانند جان: ◻︎ از جان طمع بریدن آسان بُوَد ولیکن / از دوستان جانی مشکل توان بریدن (حافظ: ۷۸۴).