جان درازی/jānderāzi/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهزندگی دراز داشتن؛ درازی عمر؛ طول عمر: ◻︎ از پی جاندرازی شه شرق / کردم آفاق را به شادی غرق (نظامی۴: ۷۲۶).