25 فرهنگ

توزین

/to[w]zin/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. وزن‌ کردن؛ سنجیدن.
۲. [قدیمی، مجاز] خود را آمادۀ قبول کاری یا پیشامدی کردن؛ سنگینی کاری را تحمل‌ کردن و دل بر آن نهادن.