25 فرهنگ

تنفیذ

/tanfiz/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. امضا کردن و فرستادن حکم یا نامه.
۲. [قدیمی] اجرا کردن و روان کردن فرمان و نامه.
۳. [قدیمی] نفوذ‌ کردن و گذشتن در چیزی، مثل گذشتن تیر از نشانه.