26 فرهنگ

تندیدن

/tondidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

سرزدن برگ یا شکوفۀ درخت؛ جوانه زدن: ◻︎ به صد جای تخم اندر افکند سخت / بتندید شاخ و برآورد رخت (عنصری: ۳۵۲).