26 فرهنگ

تلنگ

/tolang/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. خواهش؛ آرزو؛ حاجت؛ نیاز: ◻︎ راست خواهی به این تلنگ خوشم / این کنم بِه که بار خلق کشم (سنائی۱: ۱۹۵).
۲. گدایی.