26 فرهنگ

تلخی

/talxi/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. [مقابلِ شیرینی] یکی از چهار طعم اصلی که ناگوار است، مانند طعم لیموشیرینی که چند دقیقه در مجاورت هوا قرار بگیرد.
۲. (حاصل مصدر) [مجاز] تلخ و دشوار بودن: تلخی زندگی.
۳. [مجاز] سختی و بدی زندگانی.
۴. (حاصل مصدر) [عامیانه، مجاز] ترش‌رو بودن؛ بدخلق بودن.
۵. (اسم) [مجاز] شراب.
۶. (اسم) [عامیانه] = تریاک