26 فرهنگ

تصدیق

/tasdiq/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. به راستی و درستی امری گواهی دادن؛ باور کردن.
۲. (اسم) گواهی‌نامه؛ جواز.
۳. (منطق) حکم کردن بر تصوری که در ذهن است.