تشمیر
/tašmir/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. دامن بالا زدن.
۲. بهشتاب و بهسرعت گذشتن.
۳. ارادۀ کاری کردن؛ آمادۀ کاری شدن و چابکی کردن.
۴. قصد مکانی کردن.
۲. بهشتاب و بهسرعت گذشتن.
۳. ارادۀ کاری کردن؛ آمادۀ کاری شدن و چابکی کردن.
۴. قصد مکانی کردن.