تشریف
/tašrif/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. شریف گردانیدن؛ بزرگ داشتن؛ بلند کردن؛ بزرگوار نمودن.
۲. (اسم) خلعت.
〈 تشریف آوردن: (مصدر لازم) آمدن. Δ بهصورت احترامآمیز برای شخص دیگری به کار میرود.
〈 تشریف بردن: (مصدر لازم) رفتن Δ بهصورت احترامآمیز برای شخص دیگری به کار برده میشود.
〈 تشریف داشتن: (مصدر لازم) حضور داشتن. Δ بهصورت احترامآمیز برای شخص دیگری به کار برده میشود.
۲. (اسم) خلعت.
〈 تشریف آوردن: (مصدر لازم) آمدن. Δ بهصورت احترامآمیز برای شخص دیگری به کار میرود.
〈 تشریف بردن: (مصدر لازم) رفتن Δ بهصورت احترامآمیز برای شخص دیگری به کار برده میشود.
〈 تشریف داشتن: (مصدر لازم) حضور داشتن. Δ بهصورت احترامآمیز برای شخص دیگری به کار برده میشود.