26 فرهنگ

تشت

/tašt/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

ظرفی که در آن لباس یا چیز دیگر می‌شویند؛ لگن؛ طشت.
⟨ تشت‌ زر (زرین):
۱. تشتی که از زر ساخته شده.
۲. [قدیمی، مجاز] خورشید.
⟨ تشت ‌سیمین:
۱. تشتی که از نقره ساخته شده.
۲. [قدیمی، مجاز] ماه.
⟨ تشت ‌غربالی: [قدیمی، مجاز] آسمان: ◻︎ دراین تشت غربالی آبگون / تو غربال خاکی، فلک تشت خون (نظامی: ۱۰۲۷).