26 فرهنگ

ترنگیدن

/tarangidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. صدا کردن زهِ کمان هنگام تیر انداختن.
۲. صدای خوردن گرز و شمشیر به سپر و مانند آن: ◻︎ ز کوب گرز و ترنگیدن حسام بُوَد / فضای معرکه همچون دکان آهنگر (اثیرالدین اومانی: لغت‌نامه: ترنگیدن).