26 فرهنگ

تراب

/tarāb/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

چکه؛ ترشح؛ تراوش آب یا مایع دیگر از ظرفی: ◻︎ اگر تراب ز دست تو یابدی باران / به‌جای سبزه زبرجد برون دمد ز تراب (امیرمعزی: ۴۱).