تراب/tarāb/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچکه؛ ترشح؛ تراوش آب یا مایع دیگر از ظرفی: ◻︎ اگر تراب ز دست تو یابدی باران / بهجای سبزه زبرجد برون دمد ز تراب (امیرمعزی: ۴۱).