26 فرهنگ

تخلف

/taxallof/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. خلاف کردن.
۲. خلاف وعده کردن؛ خلاف گفته یا پیمان خود عمل کردن.
۳. عقب ماندن؛ واپس ماندن.