تحصن
/tahasson/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. (سیاسی) به جایی پناهنده شدن.
۲. (سیاسی) بست نشستن.
۳. [قدیمی] در حصار شدن.
۴. [قدیمی] در جای استوار و محکم قرار گرفتن.
۲. (سیاسی) بست نشستن.
۳. [قدیمی] در حصار شدن.
۴. [قدیمی] در جای استوار و محکم قرار گرفتن.