26 فرهنگ

تحتم

/tahattom/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. حتم شدن؛ واجب شدن؛ لازم گشتن.
۲. چیزی را بر خود واجب کردن.
۳. شادمانی و خوش‌رویی کردن.