26 فرهنگ

بیچاره

/bičāre/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. درمانده؛ فرومانده؛ عاجز.
۲. بی‌درمان.
۳. ناگزیر.
۴. بینوا؛ مستمند.