26 فرهنگ

بیوسیدن

/ba(i)yusidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. امید داشتن.
۲. توقع داشتن: ◻︎نکند میل بی‌هنر به هنر / که بیوسد ز زهر طعم شکر؟ (عنصری: ۳۶۶).