بی سنگ
/bisang/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. سبک؛ کموزن.
۲. [مجاز] شخص کمقدر و بیمنزلت: ◻︎ منِ بیسنگِ خاکی مانده دلتنگ / نه در خاکم در آسایش نه در سنگ (نظامی۲: ۲۲۷).
۳. [مجاز] بیطاقت.
۲. [مجاز] شخص کمقدر و بیمنزلت: ◻︎ منِ بیسنگِ خاکی مانده دلتنگ / نه در خاکم در آسایش نه در سنگ (نظامی۲: ۲۲۷).
۳. [مجاز] بیطاقت.