بلایه
/balāye/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. نابکار؛ تباهکار.
۲. زن بدکار: ◻︎ هزاران جفت همچون ویس یابی / چرا دل زآن بلایه برنتابی (فخرالدیناسعد: ۱۴۶).
۳. زشت و ناشایست.
۲. زن بدکار: ◻︎ هزاران جفت همچون ویس یابی / چرا دل زآن بلایه برنتابی (فخرالدیناسعد: ۱۴۶).
۳. زشت و ناشایست.