26 فرهنگ

بستر

/ba(e)star/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

رختخواب گسترده‌شده؛ تشک؛ توشک.
⟨ بستر رود: جایی که رود از آن می‌گذرد؛ رودخانه.