برشمردن
/barše(o)mordan/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. حساب کردن؛ به حساب آوردن.
۲. با شرح و تفصیل بیان کردن: ایرادات این کار را برشمرد.
۳. [قدیمی] دشنام دادن.
۴. [قدیمی] شمردن.
۲. با شرح و تفصیل بیان کردن: ایرادات این کار را برشمرد.
۳. [قدیمی] دشنام دادن.
۴. [قدیمی] شمردن.