برانداز
/bar[']andāz/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. = برانداختن
۲. سنجش؛ برآورد؛ تخمین.
〈 برانداز کردن: (مصدر متعدی) ‹ورانداز›
۱. دید زدن.
۲. تخمین کردن؛ سنجیدن.
۲. سنجش؛ برآورد؛ تخمین.
〈 برانداز کردن: (مصدر متعدی) ‹ورانداز›
۱. دید زدن.
۲. تخمین کردن؛ سنجیدن.