26 فرهنگ

برازیدن

/barāzidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. شایسته بودن؛ شایستگی داشتن: گر سیستان بنازد بر شهرها برازد / زیرا که سیستان را زیبد به خواجه مفخر (فرخی: ۱۸۷ حاشیه).
۲. زیبندگی داشتن؛ زیبنده بودن؛ نیکو نمودن.