26 فرهنگ

بخیه

/bax[i]ye/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کوک؛ آجیده.
۲. کوک‌هایی که روی پارچه با دست یا چرخ خیاطی زده می‌شود.
⟨ بخیه زدن: (مصدر متعدی)
۱. بخیه کردن.
۲. کوک زدن پارچه.
۳. دوختن درز جامه یا چیز دیگر.
۴. (پزشکی) دوختن پوست بدن یا عضوی که برای عمل جراحی شکافته شده.