26 فرهنگ

بخسانیدن

/baxsānidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. پژمرده ساختن.
۲. رنجاندن؛ آزردن: ◻︎ از او بی‌اندهی بگزین و شادی با تن‌آسانی / به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی (رودکی: ۵۳۰).
۳. گداختن.