بازارگان/bāzārgān/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= بازرگان: ◻︎ از خطر بندد خطر زآنرو که سود دهچهل / برنبندد گر بترسد از خطر بازارگان (؟: لغتنامه: بازارگان).