26 فرهنگ

بازارگان

/bāzārgān/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

= بازرگان: ◻︎ از خطر بندد خطر ز‌آن‌رو که سود ده‌چهل / برنبندد گر بترسد از خطر بازارگان (؟: لغت‌نامه: بازارگان).