26 فرهنگ

بادریسه

/bādrise/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. قطعه‌ای از چرم یا چوب مدوّر که هنگام رسیدن نخ روی دوک قرار می‌دهند: ◻︎ گردون چو بادریسه کمندی ز حادثات / در گردنم فکند و ز محنت شدم چو دوک (ظهیرالدین‌فاریابی: لغت‌نامه: بادریسه).
۲. = کماج