26 فرهنگ

باد دست

/bāddast/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. کسی که هر‌چه به‌ دستش برسد خرج کند و چیزی نگه ندارد؛ مسرف؛ ولخرج: ◻︎ ملامت‌کنی گفتش ای باد‌دست / به یک‌ره پریشان مکن هر‌چه هست (سعدی۱: ۸۲).
۲. تهیدست؛ دست‌برباد.