اکتفا
/'ektefā/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. کفایت کردن.
۲. بس دانستن.
۳. (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر یک کلمه یا جمله را از آخر شعر حذف کند به طوری که به قرینۀ معنوی و دلالت کلمات پیشین، معنی کلام استنباط شود، چنانکه در این شعر: ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر / بر خاطر هر کسی ز تو بار دگر ـ رفتی به سفر عظیم نیکو کردی / آن روز مبادا که تو یکبار دگر (عبید زاکانی). مراد شاعر آن است که مبادا یکبار دیگر از سفر برگردی.
۲. بس دانستن.
۳. (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر یک کلمه یا جمله را از آخر شعر حذف کند به طوری که به قرینۀ معنوی و دلالت کلمات پیشین، معنی کلام استنباط شود، چنانکه در این شعر: ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر / بر خاطر هر کسی ز تو بار دگر ـ رفتی به سفر عظیم نیکو کردی / آن روز مبادا که تو یکبار دگر (عبید زاکانی). مراد شاعر آن است که مبادا یکبار دیگر از سفر برگردی.