26 فرهنگ

اوراق

/'o[w]rāq/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. = ورق
۲. (صفت) خراب و فرسوده؛ پاره‌شده.
۳. (صفت) [عامیانه] آنچه قطعه‌هایش از هم جدا شده باشد: ماشین اوراق.
۴. (صفت) پریشان‌احوال؛ ناراحت.