26 فرهنگ

انگشته

/'angošte/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

وسیلۀ چوبی چهارشاخه با دستۀ بلند که برزگران با آن خرمن کوفته‌شده را به باد می‌دهند تا دانه از کاه جدا شود؛ چهارشاخ؛ افشون؛ هسک؛ هید؛ چک.