26 فرهنگ

اندیک

/'andik/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. باشد که؛ بُوَد که؛ شاید که: ◻︎ گر بوستان ز باد خزان زرد شد رواست / اندی که سرخ ماند روی خدایگان (عنصری: ۳۴۴).
۲. زیرا که: ◻︎ گر خوار شدم سوی بت خویش روا باد / اندی که بر مهتر خود خوار نیَم خوار (عماره: شاعران بی‌دیوان: ۳۵۷).