انجوخ/'anjux/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچینوچروک پوست بدن یا چینخوردگی پوست چهره در اثر پیری: ◻︎ شدم پیر بدینسان و تو هم خود نه جوانی / مرا سینه پرانجوخ و تو چون سختکمانی (رودکی: ۵۳۰).