26 فرهنگ

انتقاض

/'enteqāz/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. شکستن عهد‌و‌پیمان؛ پیمان‌شکنی.
۲. عودت زخم پس از بهبود یافتن.
۳. باطل شدن طهارت بر اثر یکی از مبطلات.
۴. پاره شدن.