25 فرهنگ

انتظام

/'entezām/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. در رشته کشیده شدن مروارید.
۲. منظم شدن.
۳. نظم داشتن؛ آراستگی؛ نظم‌وترتیب.