26 فرهنگ

افروختن

/'afruxtan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. روشن کردن.
۲. روشن کردن آتش، چراغ، و امثال آن.
۳. (مصدر لازم) روشن شدن؛ درخشان شدن.