26 فرهنگ

اشکوفه

/'oškufe/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

قی؛ استفراغ: ◻︎ بنگر به درخت ای جان در رقص و سراندازی / اشکوفه چرا کردی گر باده نخوردستی (مولوی۲: ۹۰۰).