26 فرهنگ

استواری

/'ost[o]vāri/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. محکمی؛ استحکام.
۲. محکم‌کاری.
۳. (نظامی) درجۀ استوار داشتن. = استوار
۴. [قدیمی] استقامت؛ ثبات؛ پایداری.
۵. [قدیمی] اطمینان.