26 فرهنگ

استغراق

/'esteqrāq/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. [مجاز] سخت به کاری مشغول شدن؛ بیش از حد به چیزی توجه کردن.
۲. (منطق) همه را فراگرفتن؛ شامل همه شدن.
۳. (تصوف) توجه کامل سالک به گفتن ذکر، چنان‌که از خودبی‌خود شود؛ مقام بی‌خودی و فنا.
۴. [قدیمی، مجاز] از بین رفتن؛ نابود شدن.