26 فرهنگ

ازبس

/'azbas/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

به سبب بسیاری؛ بس‌که: ◻︎ از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم / آتش زدم چو گل به تن لخت‌لخت خویش (حافظ: ۵۸۸).