26 فرهنگ

اخترشناس

/'axtaršenās/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

ستاره‌شناس؛ منجم؛ اخترشمار؛ اخترشمر؛ اخترمار: ◻︎ سماع ناهید آخر ز مردمان که شنید؟ / که خواند او را اخترشناس خنیاگر؟ (مسعودسعد: ۱۵۰).