26 فرهنگ

اتوماتیک

/'otomātik/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. به‌طور خودکار.
۲. (اسم) دستگاهی که پس از به کار افتادن احتیاج به نیروی انسانی ندارد.
۳. شخص بی‌اراده؛ آدمک.