ابقا
/'ebqā/فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده
۱. باقی گذاشتن؛ برجا گذاشتن چیزی.
۲. پایدار نگه داشتن.
۳. [قدیمی] زنده داشتن.
۴. [قدیمی] رحم کردن به حال کسی؛ ترحم؛ شفقت.
۲. پایدار نگه داشتن.
۳. [قدیمی] زنده داشتن.
۴. [قدیمی] رحم کردن به حال کسی؛ ترحم؛ شفقت.