ابرنجک/'abranjak/فرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبرق؛ رعدوبرق؛ صاعقه: ◻︎ صحرای بینبات پر از خشکی / گویی که سوختهست به ابرنجک (دقیقی: ۱۰۳).