26 فرهنگ

آهنجیدن

/'āhanjidan/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

کشیدن؛ درآوردن؛ بیرون کشیدن؛ برکشیدن؛ برکندن؛ آختن؛ آهختن. ◻︎ خوب گفتن پیشه کن با هرکسی / کاین برون آهنجد از دل بیخ کین (ناصرخسرو: ۱۱۹).